ای نور بر ظلمت زندگی
ای همای سعادت و خوشبختی
ای اوج عظمت انسانی
ای مبین روزهای انسانی تاریخ
ای نشان آقایی و افتخار و عظمت در تقدیر انسان
ای مغلوب ظلمت و کین و ای اسیر فتنه و جور
ای عشق سلام
ای محبت درود و
ای همدلی شاد باش
میدانم که از وجود خود خواه من در حریم خویش خسته شدی و
فرار را بر قرار ترجیح دادی زیرا
نور و ظلمت را با هم سر سازگاری نیست
هر گاه نور بدرخشد دیگر ظلمتی در کار نخواهد بود
و اگر ظلمت سایه ی شوم خود را بر عرصه پهن نماید
دیگر امید دیدن و ماندن میسر نگردد مگر
با نور محبت و عشق که
من بدبخت هر آنچه روشنی در زندگی ام بوده در
قمار ظلمت و کین باختم
و اکنون سرمایه ای جز افسوس
و همنوایی جز درد در وجود خویش ندارم .
ع.ا.بختیاری